السيد الطباطبائي
116
مجموعه رسائل ( فارسى )
تا آنجا كه عرض مىكند : إلهي والحقني بنور عزك الأبهج ، فأكون لك عارفاً و عن سواك منحرفاً . « 1 » اين ادعا مشتمل بر مقدمه و ذى المقدمه يعنى « سلوك » و « شهود » هر دو با هم است و در كتاب عدة الداعى تأليف « ابن فهد » از « وهب بن منبه » روايت شده است كه : خداوند به داوود عليه السلام وحى كرد : يا داوود ! ذكري للذاكرين ، و جنّتي للمطيعين ، و حبّي للمشتاقين ، و أنا خاصّة للمحبيّن . « 2 » سپس خداوند ذات آنان را نيز فانى ساخته و اسم و رسم آنان را محو مىگرداند و خود در مقام آنان مىنشيند و در آخر رساله توحيد آمده است كه اين برتر از آن است كه با لفظى بيان شود و يا اشارهاى بدان شود و حتى اطلاق مقام به آن نيز از روى مجاز است و اين همان درى است از مقامات كه خداوند بر روى پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله و خاندان پاك او گشوده است . « 3 » و من مىگويم كه خداوند سبحان ، اولياى امت محمد صلى الله عليه و آله را و شيعيان فرزندان او را نيز به اين مقامات و درجات مىرساند و روايات بىشمارى بر اين معنا دلالت دارند . « 4 » در روايت ديلمى كه پس از اين خواهد آمد چنين آمده است : و ينقل من دارالفناء إلى دارالبقاء ، و من دارالشيطان إلى دارالرحمن .
--> ( 1 ) . خدايا مرا به نور درخشان عزتت برسان تا عارف به ذاتت باشم و از غير تو روگردان باشم ( 2 ) . اى داوود ! ياد من از آن يادآوران است و بهشت من از آن مطيعان است و دوستىام براى مشتاقان است و خود خصوص محبّانم ( 3 ) . توصيه مىشود كه خوانندهء عزيز اين قسمت را به دقت بخواند و در آن به انديشه و تدبر بپردازد ، باشد كه بابى ، بل ابوابى از معرفت به روى دلش گشاده شود ( 4 ) . دقت شود كه نكتهها چون تيغ پولادى است تيز ! خوانندهء گرامى را به تدبر در بلنداى مقام اولياى محمديين و شاگردان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و نيز انديشه كردن در ژرفايى سخن علامه بزرگ - اين داناى اسرار ، و عارف بيدار و حكيم بلند مقدار - ( قدس سره الشريف ) دعوت مىكنيم . ( مترجم )